زناشویی
خانه / مقالات / روشهای آزمایشگاهی تشخیص عفونتهای قارچی / چالش های آزمایشگاهی در ارتباط با تشخیص عفونت های قارچی

چالش های آزمایشگاهی در ارتباط با تشخیص عفونت های قارچی

یافته های کلینیکی و رادیولوژیکی مربوط به عفونت های قارچی غیر اختصاصی هستند، بنابراین تشخیص آن ها معمولا به ۳ راهکار آزمایشگاهی شامل: اقدامات میکروبیولوژیکی، سرولوژیکی، و هیستوپاتولوژی بستگی دارد. مطالعات سرولوژی و کشت تکمیل کننده ی هیستوپاتولوژی است. نتایج منفی کاذب در ۵۰% موارد در میکوزهای خاصی اتفاق  می افتد و بیماران دارای ایمنی ِ مختل شده مبتلا به میکوزهای سیستمیک در آزمایش های سرولوژیکی پاسخ های خوبی ندارند. علاوه بر این در بسیاری از میکوزهای غیر شایع یا پاتوژن های غیر معمول روش های سرولوژی کمک کننده نیست. کشت قارچ ها نیز اغلب زمان بر بوده و نتایج در وقت مناسب بدست نمی آیند. بعلاوه اگر وجود یک میکوز مورد تردید قرار نداشته باشد نمونه های بیوپسی صرفا بصورت فیکس شده تهیه و برای هیستوپاتولوژی در نظر گرفته می شوند و لذا نمونه ای برای کشت وجود ندارد. در چنین مواردی تنها تکنیکهای هیستوپاتولوژی و ایمنوهیستولوژی کمک کننده خواهند بود. آزمایش مستقیم میکروسکپی و نیز هیستوپاتولوژی  تنها راههای تشخیصی در میکوزهائی مانند لوبومایکوز و رینوسپوریدیوز است. اهمیت اتیولوژیکی یک جدایه ی قارچی از کشت معمولا به وسیله ی ارزیابی دقیق هیستوپاتولوژی بدست می آید. تهاجم بافتی و واکنش بافتی میزبان مشخص می کند که آیا قارچ ایزوله شده یک پاتوژن است یا یک کلونیزه کننده ی سطحی که عضو فلور نرمال است و یا یک آلوده کننده ی محیطی است. ارزیابی واکنش التهابی و نحوه ی انتشار عناصر قارچی در بافت می تواند در ارزیابی اینکه آیا با یک میکوز مهاجم درگیر هستیم یا صرفا یک واکنش آلرژیکی موجود است نیز به ما کمک کند. همچنین می توان در ارزیابی تاثیر داروهای ضد قارچی در نمونه های بیوپسی قبل و بعد از درمان از این تکنیک سود برد.

تشخیص موفقِ آزمایشگاهی عفونت های قارچی بستگی به جمع آوری درست نمونه های کلینیکی مناسب و انتقال سریع آن به آزمایشگاه دارد. انتخاب نمونه های مناسب برای آزمایش میکروسکپی و کشت بر اساس یافته های کلینیکی و رادیولوژیکی است و در نظر گرفتن اینکه محتمل ترین پاتوژن برای ایجاد عفونت کدام است. مقادیر کافی مواد کلینیکی مناسب برای آزمایش مستقیم و کشت الزامی است. متاسفانه بسیاری از نمونه هائی که به آزمایشگاه می رسد یا از مقادیر ناکافی برخوردار است و یا کیفیت مناسبی ندارند. اطلاعات کلینیکی در راهنمائی آزمایشگاه برای انتخاب راهکار مناسب برای آماده سازی نمونه و تفسیر نتایج نیز بسیار مهم است. این مسئله بویژه در مورد نمونه هایی مثل خلط، ترشحات برونش، و پوست تهیه می شوند اهمیت دارد. آشکارسازی قارچ ها در بافت ها و مواد کلینیکی توسط آزمایش مستقیم اغلب در تعیین اهمیت نتایج کشت مفید است. همچنین آشکارسازی عناصر قارچی خاص توسط میکروسکوپ در انتخاب بهترین و مناسب ترین راه برای کشت نمونه ها کمک کننده است. بعنوان مثال حضور هایفی های یک زیگومیست آزمایشگاه را در انتخاب محیط مالت آگار برای جداسازی آن راهنمائی می کند. هرچند که آزمایش میکروسکپی در تشخیص عفونت های قارچی بی نهایت ارزشمند است اما باید موارد مثبت و منفی کاذب را در نظر داشت. دلایل متعددی هم وجود دارند که می بایست قارچ ها را در حد جنس و گونه شناسائی کرد، زیرا ارتباط مستقیم با ملاحظات درمانی و پیش آگهی عفونت های مربوطه دارد.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

شپش سر (پدیکولوز)

شپش سر يك مشكل بهداشتیِ شايع است. شپش ها حشرات انگلي كوچك و خاكستري رنگي …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *